728 x 90

«به آخرین صدای صداها»

به‌یاد فروغ

فروغ فرخزاد
فروغ فرخزاد

و روزنامه‌های شنبه نوشتند

و روزنامه‌های یکشنبه

و روزنامه‌های دوشنبه

هر روز هفت هشت نفر...

و دار، شد خبر روز

و روزگار چنین شد

و جمعه‌ها که زمانی خون

به جای باران می‌چکید

به هفت روز جمعهٔ خونین تحول یافت

و کوچه‌ها که زمانی باریک بود

به میادین اعدام

و شاهراههای اوین و گوهردشت ختم شدند

و نفرت از دیوارها بالا رفت

و در مقابل هر بانک

صفوف مالباختگان

و در مقابل هر کارخانه

حقوقهای معوق فریاد شدند

و کارگران شهرداری

پی حقوق جاروکشی خویش

به اعتصاب نشستند

و سفره‌ها به خیابان‌ها آمدند

و گرسنه فریاد کشیدند

زمان زمانهٔ عسرت شد

و شاعران که قافیه‌هاشان را

در سطل‌های زباله ریخته بودند

از محضر فقیه پیپ به لب

با وزنهای مرتب

جوایز زرین به خانه‌ها بردند

و ادیبان

در پشت فیش‌های کتابخانه‌ها

به نقدهای مطنطن ادوار کهن پرداختند

ادبیات مرده بود

و هنرمندان

در محضر جلادهای امنیتی

افطار روزه‌های نداشته شکستند.

 

اجساد مردهٔ نوزادان

در جویهای شهر

به فاضلابها می‌ریخت

و روزنامه‌ها فرزندان فروشی را

به قیمت مناسب چند هزار تومانی

آگهی کردند

شهر

بوی خون گرفت

و خون بوی خشم و خنجر و باروت

و من صدا زدم

آه‌ ای صدای آزادی

آه‌ ای صدای زیر خاکستر

ای آخرین صدای صداها!

 

م. شوق

۱۱شهریور ۱۳۹۸

 

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات