بگذار دو خط از تو به دنیا بنویسم
از پچپچهٔ چشمه به دریا بنویسم
از سوسوی تبدار ستاره به شب تار
قدر دو کلام، رو به فردا بنویسم
دنیا که ندانست که بر ما چه گذشته
بگذار که از قول تو آن را بنویسم
از عشق ستاره به سحرهای درخشان
از کینهٔ بلبل به قفسها بنویسم
زانان که برآنند جهان را بتکانند
بیدل چو نداها و صباها بنویسم
از شیفته جانان که به درگاه حبیبان
بستند در چون و چراها بنویسم
از مریمیانی که بر آنند ببوسند
هم میخ و هم آن چوب چلیپا بنویسم
از عطر پراکندهٔ رؤیای تو، نوشین!
از بیدلی زهره و زهرا بنویسم
از پیرهن چاک غزلخوانده شهیدان
صف در صف از آن پیکر و سرها بنویسم
ما قافلهٔ شورشیان شب دهریم
یاری کن ازین عزم غزلها بنویسم
بر سردر دنیای نوین نام شماهاست
بگذار ز وصف تو به دنیا بنویسم
م. شوق ـ مهر ۱۴۰۵