728 x 90

تندیس در آتش!

به آتش کشیدن تندیس پاسدار قاسم سلیمانی در شهرکرد
به آتش کشیدن تندیس پاسدار قاسم سلیمانی در شهرکرد

 

آتش زدن مجسمه منحوس پاسدار جنایتکار

قاسم سلیمانی توسط یک کانون شورشی دلیر

 

زمان فنا گشتِ «حاج قاسم» است

عزا بهر او واجب و لازم است

بیآمد ز ره دومین سالگرد

غمین است عظما دلش پر ز درد

بفرمود ایشان که از بهر او

نمایید عزاداری و های هو

برایش گذارید سنگ‌تمام

که گویی سقط گشته اکنون امام

هزاران هزار پوستر رنگ رنگ

بشد چاپ با نام «سردار» ننگ

دو صد طرح و تندیس از او ساختند

به ترسیم و تزیینْش پرداختند

به میدان هر شهر و در هر گذر

نهادند تندیس این بد گهر

نهادند یکی را در شهرکرد

همان شهر شورشگر پر ز گُرد

مقامات استان با دود و دم

رساندند حضوری در آنجا به هم

بگفتند در وصف حالش سخن

ز شرح جنایات این اهرمن

بتی پر کرامت از او ساختند

به وصفش شب و روز پرداختند

بدینسان از آن پرده برداشتند

بت زشت و منحوس را کاشتند

جوانان شورشگر بی‌قرار

نخواهند پذیرفت این ننگ و عار

چو دیدند تندیس این زشتکار

تبهکار کودک‌کشِ پاسدار

به آتش کشیدند سراپای آن

دل مردم از آن بشد شادمان

سران نظام و مریدانشان

هراسان با درد و آه و فغان

به یکباره گریان و نالان شدند

سراسیمه جمله هراسان شدند

تو گویی که «حاج قاسم» نازنین

دگر باره گردید پخش زمین

دل مردمان شاد از این واقعه

ولی بهر آقا چنان فاجعه

رهایی و شادی ایران زمین

قیام است با شورشی آتشین

ز بن کندن ریشه این نظام

جوابش فقط آتش است و قیام

 

گودرز - دی ۴۰۰

 

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات