728 x 90

حذف «خودی» ها…

حذف خودیها...
حذف خودیها...

ای امت حزب‌الله داد از غم تنهایی
بنگر که فرو رفتیم در وادی رسوایی

درمانده و مستأصل مفلوک و پریشانیم
با استرسی جانکاه در کرسی عظمایی

هر سو که نظر بندیم باشد بتر از بدتر
گویا که ز ما سالم دیگر نبُوَد جایی

ما دایره خود را کوچکتر و کوچکتر
کردیم و برون راندیم ناچار خودی‌هایی

گویند به خود شلیک کردم منِ دیوانه
گوییم بُوَد ما را یک وحشت و پروایی

از بهر بقای خود راهی نَبُوَد جز این
ما حس قوی داریم یک قوه بویایی

عرصه شده بر ما تنگ گویند به ما الدنگ
صد گفته و نا گفته داریم قضایایی

شورای نگهبان را گفتیم که آسان کن
تک پایگی ما را با حکمت شورایی

احراز صلاحیت، کردند به حکم ما
با «جنتی» و اصحاب با شیوه عظمایی

یک عده در این میدان ماندند کف غربال
یک رأس «رئیسی» بود با یک نخودیهایی

گویند که جلاد است آن کس که امید توست
در هیأت مرگ او بود یک دیوهیولایی

گوییم که جز این ره، راهی نَبُوَد دیگر
حتی به خودیها نیز ارفاق و مدارایی

هر حذف شده اینجا یک دانه درشتی بود
در مسند جمهوری در مجلس ملایی

ما بسته شویم هر روز چون چنبره ماران
چون باز شدن زهر است نیِ شهد گوارایی

این نیست که «آقا» را عقلی نَبُوَد در سر
اجبار بقایش برد در وادی رسوایی

رأی همهٔ ملت این بوده و جز این نیست
اسقاط و براندازی در اوج توانایی

اینسان برسد از ره آبادی و آزادی
دوران گشایش‌ها ایام شکوفایی

گودرز – خرداد ۱۴۰۰

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات