728 x 90

در بدرقه زلال چشمانت

به‌یاد وحید و یارانش

وحید بنی‌عامریان و یارانش
وحید بنی‌عامریان و یارانش

من به تو فکر کردم!

آنگاه که پروانه

رنگ پر خویش را

به صداقت آیینه بخشید!

و نامش را بر گلبرگ نوشت

و پیامش را به گرده سپرد

---

من در آتشفشان

و غلطیدن گدازه‌ها

بر فراز صخره‌ها

به راز گلگونی تو پی بردم

---

آنجا که لب به سخن گشودی

از لهجه تب آلود سخنت

دانستم که از تبار صاعقه‌ای

---

عطر تو در نفسهای آب بود

وقتی از دیدگان آسمان می‌چکید

و تو را بوییدم و بوییدم

و در بدرقه زلال چشمانت گم شدم

---

تو به من آموختی

که چگونه می‌توانم طلوع کنم

حامد

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/49638153-0d0a-4fc1-94e6-d252aa664ec9"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات