728 x 90

دندان خشم

دندان خشم
دندان خشم

دندان خشم بر جگر خسته؟ نه بس است
وقتی به‌رغم شهد و شکر چایی ات گس است
وقتی هوای کل جهان باز هم پس است
هی حرف و حرف و حرف، کمی هم عمل کنیم!

آن دختری که توی پارک جیغ می‌شود
بر قلبهای زخمی ما تیغ می‌شود
گفتند فتنه دارد تبلیغ می‌شود !
این درد را چه سود که تنها غزل کنیم؟

سطل زباله شرمگین دست مادر است
کودک همیشه چشمای کوچکش‌ تر است
گوش جهان که قاعدتاً رو به ما کر است
خود حل این دریده شب مبتذل کنیم

رگبار فحش و فقر و التماس پیرمرد
کندوی کودکان و خیابان و جنگ سرد
هی پنجه می‌کشم به سرم از فشار درد
شد راه‌حل ما که سریعاً کچل کنیم!

جان می‌کنم میان خبرهای منتشر
از پنجه‌های خونی یک موش مقتدر
از شهر تکه‌تکه و از زخم‌های سر
این خاطرات را همه ضرب‌المثل کنیم

می‌سوزم از شبانه‌ٔ این مرثیه سرا
از لابلای روزنامه سمت ماورا
پر کرده حس تنهایی باز هم مرا
بگذار بی‌ملاحظه هم را بغل کنیم

دندان خشم بر جگر خسته نه نبند!
برعکس جیره خوارسگانی که می‌خزند
برخیز مثل شیر، سرافشان و سربلند
این ننگ و ناسزا به شرافت بدل کنیم

الف.مهر