پسر و وارث ضحاک زمان رهبر شد
آن که می بود پس پرده نهان رهبر شد
منتظر بود که سلطانِ ولایت گردد
آمد آن روز و با آه و فغان رهبر شد
پدرِ دیکتاتورش رهبر اوباشان بود
پسرش نوچه و هم خط همان، رهبر شد
این «آقازاده» که شاهزادهٔ عظما باشد
خبرگان گفت که او زورچپان رهبر شد
«آیتالله» شد این آیتالشیطان ناگه
شیخ و سرکردهٔ سرکوبگران رهبر شد
آش و لاش، گیج و لت و پار، سراپای نظام
یک ولیعهد نگونبخت بر آن رهبر شد
«مجتبی» رهبرِ فابریک، که پیش از این هم
سیلی از لعن بر او بوده روان، رهبرشد
می بَرَد رشک به رهبر شدنش بچهٔ شاه
پس چرا من نشوم شاه و فلان رهبر شد
زیرکی گفت که این رهبری غارت و مرگ
بد زمان آمد و بر دیو و ددان رهبر شد
تربیت گشتهٔ ضحاک و دربار ستم
موسم مرگ و برافتادنشان رهبر شد
ملت آگاه و رشید است و کلاماش این است
مُرد دوران فلان ابن فلان رهبر شد
گودرز - اسفند ۱۴۰۴