728 x 90

زوزه‌های وحشت شیخ!

زوزه‌های وحشت!
زوزه‌های وحشت!
واکنش‌های دیوانه‌وار رژیم آخوندی و جیره خوارانش نسبت به
درخشش کهکشان، گردهمایی باشکوه مقاومت از ۲۷ تا ۳۰تیر ۹۹

شیخ و اذنابش ز ترس کهکشان

ناله و فریادشان تا آسمان

هم‌چنان خفاش و چون حکّام شب

از هجوم نور در غیض و غضب

ولوله افتاده در جمع وحوش

محو شد از کلّه هاشان عقل و هوش

«امت نالان» همه کف بر دهان

منجلابی از درونهاشان روان

از دهنهاشان همی‌آید برون

محتوای چال‌گنداب درون

ناسزاها زوزه‌های وحشت است

وحشت از خشم و قیام ملت است

روشنایی، روز، آگاهی، بهار

نیست با جهل و تباهی سازگار

حرفشان این است این رجالگان

با فداکاران و جان بگذشتگان

پایداری چون دماوندت چرا

این همه پیمان و پیوندت چرا

به بُوَد تمکین و کوتاه‌آمدن

مدتی «معقول» و با «منطق» شدن

ترک عیش زندگی از بهر چیست

این همه وارستگی از بهر چیست

جنگ با شیطان و ضحاک زمان

از چه رو همواره سخت و بی‌امان

سرنگونی نیست ما را مصلحت

رو بکن با بندبازان مشورت

نیست بالاتر از این فعل حرام

رزم و شورش سرنگونی نظام

بی‌شک این جرم سراسر افتخار

در پِی‌اش زندان و تعزیر است و «دار»

در مسیر پر شتاب انهدام

بی‌قرار از صدر تا ذیل نظام

مهلتی از بهر شیخ پیر نیست

چاره جز دشنام و جز تکفیر نیست

حرف حق را شاعر فرزانه گفت

صد سخن را در کلام خود نهفت

«کیِ شود دریا ز پوز سگ نجس

کی شود خورشید از پف منطمس»

گودرز – ۳۱تیر ۹۹