728 x 90

سرود آن که ستایش‌انگیز است

مجاهد صدیق و قهرمان محمدعلی جابرزاده
مجاهد صدیق و قهرمان محمدعلی جابرزاده

برای نام‌های سرودنی و یادهای ستودنی

بـا یـاد محمدعلی جابرزاده

 

 

اینک

این‌جا

منم و بشارت آن که

سرود ستایش‌انگیز است...

 

سال‌هاست حیرت غیابتان را سکوت می‌کنم

بی‌سوگواری شوکت یـاد و حشمت خاطرتان.

سال‌هاست سرود ستایش‌تان را می‌خوانم

با آه و با اشک

بی‌اندوه سختینه‌ٔ فروچکنده‌ٔ یـأسی.

سال‌هاست فلق‌ها و شفق‌ها را می‌جویم

تا بگویمتان.

گندم واژه‌هایم را در خوشه‌های زمان می‌افشانم

بی آن‌که دریغ‌هایم را در سنگلاخ‌های پرخار

سوده‌ باشم.

 

اینک

این‌جا

منم و امیدی و عشقی که تویی

تا از من چه سازند

برای دوست‌داشتن‌تان

برای عشق‌ورزیدنتان

ـ از آن‌گونه زیبازندگان

که واژگان بی‌زمان‌اند

که واژه‌های بی‌آمد و رفت امپراطوران‌اند ـ

 

سال‌هاست واژه‌ها خبرم می‌کنند

در ذات سلیم نافذتان

در ستایش سجایای زیبایتان

به گاه پگاهان طلوع و درودتان

هنگامه‌های غروب و پرتوهای بدرودتان.

 

تلاقی رؤیـا و آرزو

تلاقی قرنهای شب‌ و خونهای سپیده

تلاقی آزادی و افق‌های همیشه‌

تلاقی بال‌های پرواز و صخره‌های ابـر

تلاقی نام‌های سرودنی و یادهای ستودنی

تلاقی سال‌های سموم و عطر و بوی نسترن(۱)

تلاقی امیدها و عشق‌هایتان

تا از ما چه سازید

از آن‌گونه زیبازندگان

که واژگان بی‌زمانید

که واژه‌های جاودانید...

 

اینک

این‌جا

منم و بشارت آن‌که

سرود ستایش‌انگیز است...

س. ع. نسیم

۲۵بهمن ۹۵

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

(۱) از این سموم که بر طرف بوستان بگذشت

عجب که بوی گلی هست و عطر نسترنی ـ حافظ

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات