728 x 90

برای حمیدرضا درخشنده، شهید راه آزادی

چه عاشقانه

و به‌یاد ریحانه جباری، اصغر نحوی پور، محمد ثلاث و ستار بهشتی

حمیدرضا رخشنده،‌ شهید راه آزادی
حمیدرضا رخشنده،‌ شهید راه آزادی

تمام شب به تو و دار فکر می‌کردم

به روزگار نگون‌سار فکر می‌کردم

به افتخار و به ننگ و به زیستن با عشق

به غیرت و شرف و عار فکر می‌کردم

تو حس عشقی و من در تلاطم تن تو

به آبشار و سپیدار فکر می‌کردم

سپیده از پس آن قامتت دمید و من

به شب به درد به تکرار فکر می‌کردم

به گشنگی و به سفره به سوز فقر، به اشک

به شام مردم بیمار فکر می‌کردم

به عشق گرم دل تو به مردم وطنت

چه عاشقانه چه تبدار! فکر می‌کردم

به قصهٔ کهن اژدها و دشنهٔ یل

به خمر بر سر بازار فکر می‌کردم

به رود غیرت جاری به چشم ریحانه

به اصغر(۱) و محمد(۲) و ستار(۳) فکر می‌کردم

دلم از آنچه تو کردی ولی خنک می‌شد

به تیر و ماشه و رگبار فکر می‌کردم

تمام شد! تنت از جان تهی فرود آمد

و من به آرش عیار فکر می‌کردم

به دور ملت خود عاشقانه گردیدی

و من به عشق شرربار فکر می‌کردم

تو رفته‌ای و شب است و هنوز بیدارم

به روز آخر کفتار فکر می‌کردم

نبرده خوابم و بیدار مانده‌ام تا صبح

به صبح میهن بی‌دار فکر می‌کردم.

 

م. شوق


(۱) اصغر نحوی پور

(۲) محمد ثلاث

(۳) ستار بهشتی

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات