728 x 90

فصل استیصال «آقا »

استیصال «آقا»
استیصال «آقا»

شده «آقا» کمی پریش احوال

دلش از درد و غصه مالامال

می‌خورد حضرتش فقط حسرت

بر نظامش نمانده دیگر حال

لاکن امسال نه پار و پیرار است

نیست اوضاع دگر بر آن منوال

روزگار و زمانه دیگر شد

شده دوران و فصل استیصال

میلیاردها دلارِ ناقابل

راه می‌یافت به کیسه‌اش هر سال

گشته محروم از فروش نفت

منبع پول بی‌حساب و حلال!

کشتی نفت او شده توقیف

شده در کار آن قاچاق اخلال

مانده بی‌پول گروه «حزب‌الله »

بیم دارد بریزدش پر و بال

خرج پهپاد و موشک «حوثی»

نیست پولی برایشان الحال

کار و بار «مدافعین‌حرم»

بی مواجب چه سان شود فعال

هارت و پورتها و موشک‌اندازی

نیست وزنش به حد یک مثقال

دیگر ام‌القراء شر و ترور

شده روباه بی‌دم و بی‌یال

وحشت از ملت و قیام او

کرده رویای شیخ را پامال

برنظامی که بر لب گور است

لرزه‌ افتاده هم‌چنان زلزال

ملت و رزم پیشتازانش

عزمشان سرنگونی دجال

بر شناسنامه نظام ستم

‌بزند مهر مردن و ابطال

 

گودرز

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات