شهرها یکسره در جوشش و در طوفان است
همه جا خیزش و شورش همه جا عصیان است
رزمگاه است همه پهنه میهن امروز
کوچه و کوی و خیابان همه جا طغیان است
ملت از این همه بیداد به جان آمده است
وطنش نیز در اشغال دد و دیوان است
جز جفاکاری و تحقیر ندید از شیخان
پاسخ حقطلبی مرگ و یا زندان است
عاقبت خشم فرو خورده او طغیان کرد
همچنان سیل مهیب، سد شکن و غران است
سرِ یک لحظه توقف، سرِبازایستادن
دگرش نیست شتابندهتر و کوبان است
شیخ فرتوت که به تهدید رجزها میخواند
یاوهاش از سر وحشت همگی هذیان است
نسل شورشگر و عاصی به سوی آزادی
شب روزاش همه در سنگر و در میدان است
شیخ با گزمه و با لشگر و مزدورانش
گیح و درمانده و آشفتهسر و لرزان است
دور پایانی پیکار و فنای ضحاک
موسم فتح و ظفر در همه ایران است
گودرز ـ ۲۰ دی ۱۴۰۴