728 x 90

پیامبرِ صلیب بر دوش

تولد عیسی مسیح
تولد عیسی مسیح

«من پشت در ایستاده‌ام. در را می‌کوبم. اگر کسی صدای مرا بشنود و در را باز کند‌، وارد می‌شوم و با او شام خواهم‌ خورد و او نیز با من».

مسیح

 

 

اشک قطره‌ای درشت‌، از چشمان هراسان زن‌، در آستانه‌ٔ فروچکیدن است. قامت مچاله‌ٔ او‌، در گره‌ٔ فشرده‌ٔ جمع‌آمده‌ترین اوباش‌، چون پوپکِی بالْ‌شکسته می‌نماید که به محاصرهٔ کرکس‌ها درآمده باشد. فریسیان با ریش‌های بافته و انبوه خود ـ که به چهره‌های چرمی و زمختشان خشونتی حیوانی می‌بخشد ـ او را دوره کرده‌ا‌ند. کسی به کسی نگاه نمی‌کند. گورکن آخرین کپه‌ٔ خاک را با غیظ به بالا پرتاب می‌کند و بیرون می‌پرد. گرداگرد گودالِ آماده ـ که به دهان مرده‌ای ماننده است ـ کوه‌واره‌ای از قلوه‌سنگهای ریز و درشت‌، دندان بر دندان می‌ساید. از هوا زهر و خون می‌چکد. فریادی چون غلتیدن بشکه‌ٔ تندر بر بام ابرها‌، فضا را سرد و خشک می‌شکافد:

ـ بیاوریدش!

زن که تا این هنگام ساکت ایستاده‌، لبان داغمه بسته‌اش را می‌گشاید و فریادی جگرخراش از نهاد خسته برمی‌آورد. آنان که به تماشا ایستاده‌اند‌، گامی به تردید به جلو می‌گذارند. کودکی در آغوش مادری در بین جمعیت‌، بی‌تاب و بهانه‌گیر‌، ونگ می‌زند. پرنده‌ای بهت‌آلود از روی شانه‌ٔ تماشاگران ساکت پرمی‌کشد و در نگاه سربی آسمان فرو می‌رود.

ـ نه!... دست نگهدارید!

...

کورسویی لرزان در قلب زن روشن می‌شود. جرأتی خفیف در خونش می‌دود.

- این کیست؟ که چنین آمرانه و با شهامت اجرای «حکم خدا!» را مانع می‌شود؟!

نگاهها‌، زخمی و ژرف‌کاو‌، هر یک کاسه‌ای لبریز خون؛ خونی غلیظ‌، به یکباره به پشت می‌چرخند.

- باز هم تو‌، عیسی ناصری!

مسیح‌، آرام پای بر خاک می‌کشد‌، بادی شوخ‌دامن و بازیگوش‌، نرمتابِ گیسوان سیاه و بلندش را اندکی پریش می‌کند. در سیمایش قاطعیتی آمیخته با مهربانی موج می‌زند.

ـ این زن بی‌گناه است. آزادش کنید!

موجی آمیزه‌ٔ بهت و خشم چهره‌ٔ فریسیان و سنگ به‌دستان کبود چهره را درمی‌نوردد و رگ برآمده‌ٔ گردن آنان را برجسته‌تر می‌کند.

- این زن خدا را به خشم آورده‌، سزای او...

[مسیح‌، با طمأنینه]:

- فقط آنانی بمانند که خود تاکنون هرگز دست به گناه نیازیده‌اند...

همهمه‌ٔ دهان‌پرکن ناگهان فرومی‌نشیند. کسی‌، آهسته به کسی دیگر نگاه می‌کند و آهنگ نگاه او تکرار می‌شود. نگاهها یکی‌یکی‌، از صورت خون‌مرده‌ٔ زن‌، ابتدا با ناباوری به خط افق و آنگاه به درون تابانده می‌شوند. فریادی در هر وجدان‌، نهیبی در هر قلب. مشتها شل می‌شوند و قلوه‌سنگ‌ها یکان‌یکان فرو‌می‌افتند. کم‌کم گامها تُنُک و آنگاه دور می‌شوند. اندک زمانی بعد‌، فریسیان نیز رفته‌اند. تنها عیسی برجاست.

...عیسی که اهل سنگسار نیست.

 

***

 

این جلوه‌ای از سیمای تابناک مسیح است؛ پیامبری شگفت با تولدی شگفت‌انگیزتر‌، در دامن پاک مادری پیامبرسان چون مریم عذرا. او حدود ۶۰۰سال قبل از اسلام و در زمان حاکمیت هیرودس رومی بر سرزمین مقدس، در شهر «بیت‌اللحم» متولد شد. بخش عظیمی از اهمیت ظهور عیسی را باید در نقش‌آفرینی و مسئولیت‌پذیری بی‌بدیل مریم عذرا جستجو کرد.

 

مریم‌، زنی برگزیده‌، پاک و شکیبا 

مادر مریم و پدرش‌، عمران‌، از چهره‌های خوشنام بنی‌اسراییل بودند. این مادر وقتی باردار بود نذر کرد‌، پسری را که به‌دنیا می‌آورد‌، به خداوند هدیه‌ کند؛ یعنی وقف دین و کنیسه نماید. اما برخلاف انتظار و توقع، نوزاد‌، دختر بود‌، او را «مریم» نامیدند. مریم از نوجوانی تحت سرپرستی ذکریا‌، از پیامبران نامور بنی‌اسراییل قرار گرفت.

 

تولد خارق‌العاده‌ٔ مسیح 

داستان تولد مسیح در سوره مریم به‌طور کامل آمده است. ظهور فرشته الهی به‌صورت یک انسان بر مریم‌، در خلوت عبادت‌، شروع ماجراست. فرشته به او پیام باردار شدن و تولد عیسی مولودی فرخنده و مبارک را می‌دهد. از این پس سرگذشت دردناک مریم برای ساختن رویدادی شکوهمند در تاریخ شروع می‌شود. اوباش تحریک‌شده و ولگردان هرزه‌درا و چماق به‌دست‌، او را ناپاک و بدکاره می‌نامیدند و بسا زخم‌زبانها می‌زدند. مانند:
«ای مریم! پدر و مادرت این‌کاره نبودند ولی تو چرا؟!…».

این‌چنین بود که بار عظیم زادن یک وجود تاریخی جدید، بر دوش مریم عذرا قرار می‌گیرد و او با طاقتی شگفت‌، پیروزمندانه آن را به‌ثمر می‌رساند.

وقتی این داستان را می‌خوانیم‌، بی‌اختیار از خود سؤال می‌کنیم‌، چه عمدی در کار بوده که خدا تولد مسیح را با این مکانیزم شگفت و بحث‌برانگیز‌، به انجام برساند؛ آن هم با برگزیدن یک زن یعنی مریم. آیا بهتر نبود شیوه‌ای معقول و شرع‌پسند! در پیش می‌گرفت؛ شیوه‌ای که جای اما و اگر و سوء‌استفاده برای آخوندهای زمان و حدزنان متشرع باقی نگذارد؟

با کمی درنگ و رفتن به عمق‌، باید گفت برحسب اتفاق، جان کلام نیز اینجاست گویی خدا عمد داشته‌، به این وسیله با تمامیت نکبت و ریشه‌ٔ جاهلیت و ارتجاع دربیفتد. تحت قوانین ارتجاعی آن زمان‌، زن‌، وجودی گناهکار به‌شمار می‌آمد و با کوچکترین بهانه خونش مباح می‌شد. میهن اسیرمان را در زیر نعلینِ خونینِ عمامه به‌سران تازیانه به‌دست نگاه کنید تا دریابید ۶۰۰سال قبل از ظهور اسلام‌، زنان آن روزگار از دست فریسیان چه می‌کشیده‌اند. راستی چه شباهت شگفتی! وجود دارد بین زمانه‌ٔ ما و شرایطی که مسیح در آن برانگیخته شد؛ آیا این تصادفی است؟

 

تولد مسیح‌، پدیده‌ای رودرروی نگرش آخوندها

آری‌، نفس تولد عیسی بار ضدارتجاعی دارد. او در شرایطی قدم به عرصه‌ٔ حیات گذاشت که متولیان دروغین دین(همان‌ها که سنگسار توسط آنها ترویج و اجرا می‌شده) با دکانهای ارتجاعی خود‌، مردم جامعه و اندیشه‌ٔ انسانی را به انحراف کشانده‌ و برای زن شخصیت و احترامی قائل نبودند. حالا کسی به پیامبری مبعوث شده است که اولین اتهامش این است که اصلاً پدر ندارد و معلوم نیست چگونه به‌دنیا آمده است.‌

اینجاست که باید دوباره آن جمله‌ٔ طلایی خضرِ پیامبر را ـ در پاسخ به سؤالات مکرر حضرت موسی ـ از قول قرآن شنید‌ و در آن تعمق کرد: «أَلَمْ أَقُل لَّکَ إِنَّکَ لَن تَسْتَطِیعَ مَعِی صَبْراً».(کهف- ۷۲و ۷۵) آیا به تو نگفتم نمی‌توانی صبر کنی؟

***

ماحصل این که‌، تولد مسیح درست در نقطه مقابل ایدئولوژی آخوندها و فریسیان دین‌فروش قرار دارد. پیام این تولد این است که کسی یارای مقابله با آخوندها را دارد که خودش کاملا از تفکرات آلوده‌ٔ آنها بری باشد؛ و مسیح به درستی آن کس بود.

در قرآن می‌خوانیم حضرت مسیح - در حالی که نوزادی بیش نیست - در گهواره‌، خود را به‌عنوان بنده‌ٔ خدا‌، صاحب کتاب و پیامبر معرفی می‌کند «إِنِّی عَبْدُ اللَّهِ آتَانِی الْکِتَابَ وَجَعَلَنِی نَبِیاً / وَجَعَلَنِی مُبَارَکاً أَینَ مَا کُنتُ وَأَوْصَانِی بِالصَّلَاه‌ٔ وَالزَّکَاه‌ٔ مَا دُمْتُ حَیاً» و بلافاصله انگشت می‌گذارد روی نیکی و احترام نسبت به مادر بزرگوارش؛ زیرا این مریم است ـ که پس از به‌دنیا آوردن مسیح ـ در معرض اتهام و ژاژخایی آخوندمآبانه‌ٔ اوباش قرار گرفته «وَبَرّاً بِوَالِدَتِی» و می‌گوید خدا مرا جبار شقی قرار نداده «وَلَمْ یجْعَلْنِی جَبَّاراً شَقِیاً».(مریم- آیات ۳۲-۳۰)

این کنایه و اشارتی گویاست به دیدگاه زن‌ستیزانه و ضدانسانی آخوندهای شقی و پلید؛ آنانی که «پشه را صافی می‌کنند ولی شتر را با بارش فرومی‌بلعند»؛ همان‌ها که چپاول و رباخواری و… را حلال می‌شمارند اما برای زنان حکم سنگسار صادر می‌کنند». خدایی که مسیح می‌پرستد و به پرستش او فرامی‌خواند‌، «جبار» و «شقی»‌، دیکتاتور و خونریز نیست بلکه او و خدایش‌، در برابر جباریت و شقاوت دینی قرار دارند.

 

 

مخاطب اصلی مسیح، ارتجاع سفاک و زن‌ستیز دینی 

بنا بر آنچه گفته شد‌، مخاطب اصلی مسیح، آخوندها و فریسیان ریاکار و دین‌فروش بودند. عیسی از همان روز نخست اعلام کرد که دین جدید نیاورده بلکه تأییدکننده دین موسی است. آمده تا تحریفات ارتجاعی علیه آن آئین را افشا کند. «وَمُصَدِّقاً لِّمَا بَینَ یدَی مِنَ التَّوْرَاه‌ٔ وَلِأُحِلَّ لَکُم بَعْضَ الَّذِی حُرِّمَ عَلَیکُمْ وَجِئْتُکُم بِآیه‌ٔ مِّن رَّبِّکُمْ فَاتَّقُواْ اللّهَ وَأَطِیعُونِ»(آل‌عمران- ۵۰) جنگ مسیح‌، علیه ارتجاع مذهبی جنگی سخت بود. او آنها را در تمامی مظاهر دین‌فروشی می‌کوبید و افشا می‌کرد. نمونه‌اش داستانی که در ابتدای این نوشتار نقل کردیم که چطور مسیح مانع سنگسار یک زن نگونبخت شد.

جنگ با ارتجاع سفاک دینی [آنگونه که در روزگار غریب خودمان شاهد آن هستیم و با پوست و گوشت و استخوان آن را لمس می‌کنیم] جنگی سخت است؛ به فداکاری زیاد و سقف‌شکنی نوینی در طاقت انسانی نیاز دارد‌، از این رو مسیح در بسیاری از موارد سخنانی با این مضمون دارد:

«گمان نکنید که آمده‌ام تا صلح به زمین بیاورم. نیامده‌ام که صلح بیاورم بلکه شمشیر را». «دشمنان شخص‌، اعضای خانواده او خواهند بود‌، هر که پدر و مادر خود را بیشتر از من دوست داشته باشد‌، لایق من نیست. هر که صلیب خود را برندارد و به‌دنبال من نیاید لایق من نیست. هر کس فقط در فکر زندگی خود باشد آن را از دست خواهد داد‌، ولی کسی که به‌خاطر من زندگی خود را از دست بدهد زندگی او در امان است».

 

مسیح‌، مبشر عشق‌، عطوفت و عدالت

رویاروی شقاوت دین‌فروشان که ما نمونه‌های فراوان آن را روزمره در جامعهٔ آخوندزده‌ٔ خودمان حس می‌کنیم‌، مسیح مبشر عشق و عطوفت بود. از این رو به محرومان می‌گفت: «ای تمامی زحمتکشان و گرانباران‌، نزد من بیایید و من به شما آرامش خواهم داد».

قبل از مسیح آنچه به نام دین در جامعه تبلیغ شده بود‌، جز وحشیگری و سنگدلی نبود. دست و پا بریدن‌، چشم درآوردن‌، سنگسار و شقه کردن ـ در پوش اجرای احکام و حدود دینی ـ سبب شده بود تا آخوندها و فریسیان بر گرده‌ٔ مردم حکومت کنند. ستمدیدگان در وجود مسیح پیامبری را دیدند که به رحمت‌، عدالت و رهایی فرامی‌خواند و او تا جاودان منادی همین آمال بزرگ بشری گردید تا در تمامی خروشها و فریادهای آزادیخواهی و عدالت‌جویی پیام او به گوش برسد.

***

سالروز میلاد مسیح(ع) زمانی است برای بهترین آرزوها تا ایران‌زمین نیز با الهام از پیام مسیح‌، از چنگال ارتجاع هار و فاشیسم شقاوت‌پیشه‌ٔ دینی رها شود‌ و صلح و برابری جای آن را بگیرد. تا آن زمان نیز فرزندان مجاهد و آزادیخواه سرزمینمان بی‌گمان «صلیب خویش بر دوش» با افتخار بر پیمودن راهی پای خواهند فشرد که مسیح و دیگر مبشران نجات بشری آن را گشوده‌اند. باشد تا این جمله‌ٔ زیبا و ژرف مسیح‌، ره توشه همه مبارزان آزادی باشد که گفت:

«هر کس تا آخر پایدار بماند‌، نجات خواهد یافت».

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات