728 x 90

پارس خوابیده

 پاسدار حسین سلامی
پاسدار حسین سلامی
ما را باش چقدر ساده‌لوح و زودباور بودیم. تابه‌حال فکر می‌کردیم شاخ و شانه کشیدنها و سیخ و سمبه زدنهای ژنرال- پاسدارهای رژیم و ژست گرفتن آنان با َالَنگ و دولَنگ و زَلنَگ و زُلونگ پشت دوربین‌ ، از فرط انباشت زور در بازوهایشان است، و بالا غیرتا دنبال محملی هستند تا آن را تخلیه کنند!

آدم باید چقدر شبدرقلی‌خان باشد که فکر کند این حرف رئیس بسیج مستضعفین! جدی است؛ آن روز که گفت: «کافی است امام خامنه‌ای لب تر کند تا ببینند جوانان حزب‌اللهی ایرانی، عراقی، لبنانی و سوری چگونه طومار صهیونیسم را در هم خواهد پیچید!».

عجب! یعنی مشکل فقط این است که آنان پشت این مشکل کوچک مانده‌اند. «آقا!» که دم به ساعت در حال‌تر کردن لب است!

...
از مطلب دور نیفتیم.
ای دل غافل! نگو مشکل از ماست که فکر می‌کردیم آخوندها آن‌قدر موشک قاره‌پیمای مجهز به کلاهک هسته‌یی و شیمیایی دارند که برای چندبار زیر و رو کردن دنیا کافی است. باز به عبث فکر می‌کردیم آن‌قدر بمب و طیاره و تپانچه و تفنگ و دارام ودروم روی دستشان باد کرده که 60 ثانیة دقیقه، 60 دقیقه ساعت، 24ساعت روز و 7روز هفته، دنبال این هستند کشوری به آنها چپ نگاه کند تا آنها هم فوراً دق دل خالی کنند... یا تو نمیری، آن‌قدر پهباد دارند که می‌توانند 24ساعته شرق و غرب جهان را رصد کنند. آن‌قدر ماهواره به آسمان فرستاده‌اند که در مشرقین و مغربین عالم، ستاره‌ها دچار ترافیک شده‌اند!

از شما چه پنهان، یک دل سیر به‌زودباوری و ساده‌انگاری خودم خندیدم و گفتم ای دل غافل! دیدی چطور دستار به سرها و نعلین به پاهای بنز ضدگلوله سوار، با ادعای «مدیریت جهان!»، تو را هم گول زدند و چه ساده رفتی توی جوال آنها!... .

آدمیزاد است دیگر گول هم می‌خورد! آیا اگر شما هم به جای من بودید گول نمی‌خوردید؟ وقتی می‌شنیدید پاسدار حسین سلامی، جانشین فرماندهٴ سپاه گفته است: «هر روز بر تعداد موشکها، شناورهای جنگی و موشک‌اندازهای پدافندی ایران افزوده می‌شود و آسمان و زمین و دریا تحت کنترل و تسلط ملت ایران است».

راسته حسینی شما بودید چه فکر می‌کردید؟ من اگر آن آدم قبلی بودم گول می‌خوردم اما بعد از شنیدن این خبر به خودم گفتم: «مؤمن! آدم نباید عقلش توی چشمش باشد. وقتی خبری از رسانه‌های رنگارنگ رژیم را می‌خواند، نباید خبر را بخواند باید لابلای سطرهای خبر را بخواند‌ ، یا اگر می‌خواهد به واقعیت برسد باید آن خبر را بردارد و 180 درجه بچرخاند از آن ورش روی زمین بگذارد».

طرف با یک مشت زلنگ و زلونگ روی شانه‌ ، وقتی می‌گوید: «اگر دشمنان از قدرت هسته‌یی ما ترس دارند به پناهگاه بروند» یعنی بدجوری قافیه را باخته و بدجوری می‌ترسد. بدجوری دنبال سولاخ‌ موش است؛ البته این جناب تا آنجایی که به لاف آمدنهای پهلوان پنبه‌وار برمی‌گردد، در گذشته زیاد نعل وارونه زده و سپاه را نهادی دارای «قدرت ویژه!» توصیف کرده است؛ نهادی که توانایی آن را دارد «تمام شناورها در خلیج‌فارس را متوقف و منطقه را به پارکینگ شناورها» تبدیل کند!

د د دی دی دی! از قدیم گفته‌اند: «سنگ مفت و گنجشک مفت». این هم نوعی توپ آمدن و ترساندن بی‌خطر «شیطان بزرگ» و اذنابش از راه دور است. منتهی عاقل داند سگی که واقعاً قصد حمله دارد پارس نمی‌کند. سگی که دمش را لای پاهایش قنه کرده و کلف سینه‌اش را جلو داده و زبان سرخ و بخارآلودش را از لای دندانهای نیش بیرون داده و یکریز پارس می‌کند‌ ، صدی پنجاه خطرناک اما در حمله مردد است زیرا خودش می‌ترسد و فقط قصد خبر دادن به صاحبش را دارد؛ اما جان کلام این‌جاست سگی که کنار دیوار لم داده و فقط گاهگاه پارس می‌کند. پاک می‌ترسد و از هارت و پورت او نباید ترسید.

به این می‌گویند پارس خوابیده!

ع. طارق
19بهمن 95.