برای تجمعات شبانه اوباش رژیم که به آن «میدان» هم میگویند
«میدانِ» «جانفدا» که هوادار «رهبر» است
توصیفشان حکایت لوطی و عنتر است
زان روز که شیخ و لوطی آنان هلاک شد
اعمالشان نمایش بیپیکر و در است
«میدان» این تجمع اوباش خودفروش
برپاییاش نیاز و تقاضای رهبر است
تا نیمهشب بساط سراسر پر از لجن
با چاشنی فساد و نعره و ساندیس مکرر است
در اجتماع هر شب و میدان این وحوش
سیرک شبانه دایر و کنسرت عرعر است
گاهی به عر و تیز و گهی رقص و جست و خیز
برنامه تجمع این قوم بربر است
مشتی اراذلند که هر رأس از این وحوش
در جایگاه و رتبه، ز حیوان فرو تر است
«آق مجتبی» که لاف ابرقدرتی زند
فعلاً بدون بیت و دفتر و دکان و منبر است
از بیم خشم و شورش و طوفان پیش رو
دائم در اضطراب و استرس است و مکدر است
امید او تداوم میدان نکبت است.
تا آن زمان که این نمایش و بازی میسّر
خواهد که سد کند ره توفان و سیل را
طوفان سهمگین که وقوعاش مقدر است
بهر نظام و عنتر و میدان و لوطیاش
از سوی خلق آتش سوزان مقرر است
گودرز – مهر ۱۴۰۵