هلاک دیکتاتور پیر و حاکم بیداد
عمود خیمه جور و فساد و استبداد
همانکه هر نفساش مرگ بود و نابودی
تمام پهنه میهن از او خرابآباد
هرآنچه واژه نفرین ننگ و تحقیر است
کم است و باز نثارش چنین هزاران باد
گذر ز مرز شقاوت نشان و شاخص او
امام و مرجعِ اوباش و لشگر جلاد
رواج فقر و فساد و چپاول و نکبت
به زیر سلطهٔ سلطان ولایت شیّاد
از این الهه مرگ و خلیفه اعدام
چه سروها که به فتوای او به خاک افتاد
هنوز رود خروشان ز خون «دِی» جاری است
گلوی شهر پر از بغض و کینه و فریاد
فنای سلطه ضحاک و دودمانش را
به عزم و شورش و رزم همچو کاوه حدّاد
بیا به همره مام وطن در این پیکار
به پیشواز بهاران و میهنی آزاد
به اتحاد بکوشیم و منهدم سازیم
هر آنچه هست نشان و اثر ز استبداد
نه شیخ و شاه و نه هر حاکم ستم پیشه
مسیر روشن ایران خرم و آباد
هلاک دیو ولایت، فقیهِ خونآشام
خجسته بر همهِ خلقهای ایران باد
گودرز - ۱۰ اسفند ۱۴۰۴