جانفدایان بار دیگر راهی میدان شدند
شاخصی از اقتدار امت نالان شدند
رهبر و کینگ ولایت هر چه اندر چنته داشت
گرد هم آورد و بهرش جانفدا گویان شدند
از بسیج و پاسدار و جیرهخواران نظام
محور و فرمانده این جمع اوباشان شدند
گلّههای وارداتی از سه چهار جای دگر
با هزار شکل و شمایل همره آنان شدند
در خیابانها یله چون کارناوالی از وحوش
چندش آورتر ز هر مجموعهٔ حیوان شدند
سیرک اوباش و اراذل هر شب اندر شهرها
تا سحر عو عو کنان چون گله خوکان شدند
زینکه هستند تاکنون و چون نگشتند واژگون
با هیاهو دُم فشان از این جهت رقصان شدند
…
زیرکی گفتا به این خیل حقیر «جانفدا»
پشت این غوغا هراس و استرس پنهان شده
در هراس از شورش طغیان و قهر آتشین
این بساط هم «اوجب واجب» در این میدان شده
گودرز - شهریور ۱۴۰۵