«پاسدار» نظام ضدبشر
گزمگان ولایت رهبر
ثبت شد در سیاههٔ «تروریست»
نام نحس «سپاه» جهل و شر
آن که همسان و همردیفش نیست
در جنایت نمونه دیگر
شد ملقب به نام ویژهٔ خود
«تروریست» در مدار بالاتر
گشت منفور آدم و عالم
قوهٔ قهر و بازویِ رهبر
آن همه امتیاز رنگارنگ
داد عظما به این وَر و آن وَر
تا کنند استمالت و «لابی»
بشوند همچو چترِ بالا سر
حامیاش بودهاند سی چهل سال
هر بزنگاه چنان حفاظ و سپر
زان مماشات و چشمپوشیها
نیست اینجا دگر نشان و اثر
واکنشهای «امت نالان»
گیج و مبهوت و مضحک و مضطر
اهل اصطبل و مجلس اوباش
رخت «پاسدار» بر تن و عرعر
مانده «آقا» کنون پریشانحال
که چه خاکی بریزدش بر سر
پشت سر کوهی از جنایت و جرم
پیش رو خلق و خیزشی دیگر
آتش خشم ملت اینباره
شعلهورتر ز پیش و افزونتر
دفن کل نظام و رهبر آن
با قیام جوان شورشگر
گودرز – بهمن ۱۴۰۴