من به تو فکر کردم!
آنگاه که پروانه
رنگ پر خویش را
به صداقت آیینه بخشید!
و نامش را بر گلبرگ نوشت
و پیامش را به گرده سپرد
---
من در آتشفشان
و غلطیدن گدازهها
بر فراز صخرهها
به راز گلگونی تو پی بردم
---
آنجا که لب به سخن گشودی
از لهجه تب آلود سخنت
دانستم که از تبار صاعقهای
---
عطر تو در نفسهای آب بود
وقتی از دیدگان آسمان میچکید
و تو را بوییدم و بوییدم
و در بدرقه زلال چشمانت گم شدم
---
تو به من آموختی
که چگونه میتوانم طلوع کنم
حامد