728 x 90

بهار بی‌خزان میهن

مسعود رجوی در بالای زندان قصر
مسعود رجوی در بالای زندان قصر

به‌مناسبت ۳۰دی

تقدیم به مسعود

 

آزادیت بهار بی‌خزان میهنم را،

در سربلندی نامت نوشت

و شادی گمشده در باغ چشمان ملتی مغموم از ستم

جوانه زد…

در سلطه شقاوتی که انجماد مرگ را،

در دشتهای میهن فاطمی‌ها و حنیف ها

جاری می‌خواست،

صاعقه کلامت در فدای همه چیز،

از بام اوین

تا کرانه‌های خزر و تا موجهای خلیج،

داغ تسلیم را بردل دشمن نهاد…

و خلق ات رهایی را در تویافت…

دشتها آینه‌دار سنت توست

در « مقاومت به هرقیمت»…

و اینک

نامت رمز ماندگاری است

در توفش نبرد کانون‌های شورشی…

دریادلانی از تبار شهیدان،

که در ظلمات سلطه خونبارترین ستم،

در سرشاری از عشق به تو؛ و رسمت

سربلندی را از آن زیباترین وطن کرده‌اند…

خاک میهن پرغرور بی‌قرار گامهای توست

برما ببار سخت…

 

م. آزاده